مشکی پوش کنگان
**از یاد نبرین که مشکی رنگه عشقه**
در روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۴و۱۵ آبان ماه در ساعت ۷:۳۰شب شب رویایی بود که در مجتمع فرهنگی هنری ارشاد کنگان استاد عزیزم خواننده استان بوشهرو شهرستان کنگان آقای رحـــــــــــیــم پـــــــــوردرخــــــــــــــــــش و گروه خوبشون کنسرت برگزار کردن. و من هم ۴تا از ترانه های رو انتخاب کردم و برای دانلود گذاشته ام. سایت اینترنتی آقای رحـــــیم پــــوردرخــــش ترانه اول: یاد تو دانلود ترانه دوم: آرزو دانلود ترانه سوم: نازنین مریم دانلود ترانه چهارم: نازت ماله من دانلود ترانه ها با فرمت 3GP برای دانلود گذاشته ام. وقتی می آیی تمام وجودم غرق بوسیدنت می شود و زندگیم زیبا جلوه می کند . قلبم به تپش می افتد و چشمانم جز تو هیچ چیز دیگری را نمی بیند. انگار با آمدنت زمان هم متوقف می شود ، دستانم می لرزد و شوق تمام بدنم را فرا می گیرد طوری که نمی دانم چه کنم و فقط به تو می نگرم و نمی خواهم لحظه ای از تو روی گردانم. تمام حرکاتت را زیر نظر می گیرم و با هر حرکتت قلبم چون دریچه ای که به روی عالمی دیگر باز شود با خنده ات جان می گیرد. چه بی پروا نگاهم می کنی و چه عاشقانه دستانم را در دستانت می فشاری و می گویی دوستت دارم. چه عمیق لمسم می کنی و چقدر برای بوسیدنم سرشار از احساسهای کودکانه می شوی. بگذار در کنارت بمانم و در آغوش گرمت آرامش بگیرم. خواستن تو برای من قشنگترین واژه عالم است. می خواهمت در تمام لحظات زندگیم و زیر لب زمزمه ات می کنم. از کنارم نرو چون تو تنها امید زندگی من هستی. بمان تا بودن را احساس کنم. بدون تو امنیت نیست. به احساس قشنگت و قلب مهربانت قسم نمیخواهم بی تو لحظه ای در این دنیا باشم...
متن از:((یگانه)) خداحافظ دارم میرم نگو بی من کجا میری تموم بغض و اشکامو توی سادگیام دیدی نه اینبار از لبای تو دیگه بوسه نمی چینم تمومه فصل همراهی به پای تو نمیشینم غریبه بودی ای ظالم تو احساس منو کشتی نفهمیدی تو این برزخ دل رنجورمو کشتی میرم از فکر فرداهات منو از خاطرت پاک کن جدا میشم از این شبهات به قلب عاشقت شک کن دیگه حتی بدون تو نمیشینم به یاد تو دیگه هرگز نمیپرسم از عشقم راه فرداتو عزیز مهربون من چی شد اون خنده های پاک تو اوج آسمون بودم منو آخر زدی بر خاک خداحافظ خداحافظ دارم میرم دیگه از هر چی احساسه بدون سیرم بدون سیرم ... شعر از امید زندگیم: ((یــــــــگـــــانــــه)) چند تا دوسم داري ؟ هميشه وقتي يکي ازم مي پرسيد چند تا دوسم داري يه عدد بزرگ ميگفتم... ولي وقتي تو ازم پرسيدي چند تا دوسم داري گفتم : يکي !!! ميدوني چرا ؟ چون قوي ترين وبزرگترين عدديه که ميشناسم ... دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين ؟ ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... تو هم يکي هستي ... وسعت عشق من به تو هم يکيه ... پس اينو بدون از الان و تا هميشه يکي دوستت داره خاطرم نيست که تو از باراني ، يا که از نسل نسيم فقط آهسته بگو . . با دلم مي ماني . . بعد از اولین نگاهت ... و نفس کشیدن اجباریست ... احساسم بال در آورد .... پرسید چقدر مرا دوست داری ؟ سکوتی کردم . چند لحظه به چشم هایش خیره شدم ... گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقتم . عاشق یک عشق واقعی . عاشق تو ... عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری می کند . به عشق این لحظه های انتظار * دوستت دارم * . به اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا آخر عمر عاشقتم ... به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم * دوستت دارم * . به عشق اینکه گاهی با تو و گهگاهی به یاد تو . در زیر باران قدم میزنم . عاشق بارانم . . . به عشق آمدن باران و به اندازه ی تمام قطره های باران * دوستت دارم * . به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره می شوم . به اندازه ی تمام ستاره های آسمان * دوستت دارم * . به عشق دیدنت بی قرارم . حالا که تو را دارم هیچ غمی جز غم دلتنگی ات در دل ندارم . به اندازه ی تمام لحظات بی قراری و دلتنگی * دوستت دارم * . . . من که عاشق چشم هایت هستم . عاشق گرفتن دست های مهربانت هستم به عشق آن چشم های زیبایت * دوستت دارم * . لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است . آن گاه که با تو هستم یک لحظه تنها ماندن نفس گیر است ... به شیرینی لحظه های عاشقی * دوستت دارم * . من که تنها تو را دارم . از تمام دار دنیا فقط تو را می خواهم . تو تنها آرزویم هستی ... به اندازه ی تمام آرزو هایم که تنها تویی . به اندازه ی دنیا که می خواهم دنیا نباشد و تنها تو برای من باشی به اندازه ی همان تنهایی که یا تنها با تو هستم و یا تنها به یاد تو هستم . ای عشق من ... ای بهترینم ... به عشق تمام این عشق ها * دوستت دارم * . پرسیدم : به جواب این سوال رسیدی ؟ این بار او سکوت کرد . و این بار او با چشم های خیسش به چشم هایم خیره شد ... اشک هایش را پاک کردم و این سکوت عاشقانه هم چنان ادامه داشت ... و من باز هم گفتم : به اندازه ی وسعت این سکوت عاشقانه که بین ما برپاست وقتی شب به انتها نمیرسه تنها جای پر کشیدن قفسه حالا که سکوت ما نمیشکنه بین ما فاصله فریاد میزنه زیر سقف این آسمون کبود تو بگو گناه من یکی چی بود یه دفعه همه قلبها سنگی شدن پس بده دوباره چشمات رو به من کم کم اعجاز نگاه تو مرا شاعر کرد نازچشمان سیاه تو مرا شاعر کرد من الفبای جنون هیچ نمی دانستم قدم اول راه تو مرا شاعر کرد گرچه دلبسته ی خورشید نبودم حتی عاقبت صورت ماه تو مرا شاعر کرد باورم نیست که از خویش غزلساز شدم خنده ی گاه به گاه تو مرا شاعر کرد کوه اندوه تو را در دل من طاقت نیست بگذر ای عشق که آه تو مرا شاعرکرد من کجا - شعر کجا - خلوت و فانوس کجا ؟ آری اعجاز نگاه تو مرا شاعر کرد ... من را به غیرعشق به نامی صدا نکن امشب برای ماندنمان استخاره کن اما به آیه های بدش اعتنا نکن ... 








علی اسدزاده مدیرعامل شركت نمای هنر پارسیان درباره آخرین فعالیتهای این شركت گفت: در حال آمادهسازی انتشار مستند رمز شب به كارگردانی مصطفی منصوریار هستیم.
وی ادامه داد: فیلم رمز شب اولین بیوگرافی تصویری رضا صادقی است كه به زندگی وی میپردازد.
وی ادامه داد: تصویربرداری این فیلم 4 سال به طول انجامیده است و كارگردان فیلم از سال 84 تا 88 همراه با رضا صادقی بوده است و به صورت اپیزودیك مقاطع مختلف زندگی وی را به تصویر كشیده است.
مدیرعامل شركت نمای هنرپارسیان افزود: این فیلم در مدت زمان 60 دقیقه در آستانه روز تولد رضا صادقی در مردادماه و در تیر از 800 هزار نسخه منتشر میشود.
اسدزاده اضافه كرد: فیلم دیگری درباره رضا صادقی به نام جعبه سیاه به كارگردانی منصوریار در حال ساخت است كه پاییز امسال عرضه میشود.
آنونس فیلم رمز شب برای دانلود 

هر چه هستي گذرا نيست هوايت ، بويت . . .
من در شهر چشمانت گم شدم ...
کوچه های شهر بوی آسمان می داد ...
روی بام خانه ها لانه کرده بود ،،، فریاد ....
بعد از اولین نگاهت ...
خاطره هایم جان تازه ای گرفتند ...
و من با لحظه هایم همدم ناقوس شب شدیم ...
بعد از اولین نگاهت ...
دیوانگان مرا به سخره گرفتند ...
و هیچکس نمیدانست عطر نگاه تو آوارگی دارد ...
میدانم دستان کوچکم
نمی توانند آغوش گرمی برای دلتنگیهات باشند ...
اما بدان در جنگ با گريه ها ....
طلایه دار سپاه تو منم ...
بدون نگاهت عشق را نمیفهمم ...
بعد از اولین نگاهت ...
و به سوی شهر چشمانت پر کشید ...











غم را دوباره وارد این ماجرا نکن
بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن
با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن
موهات را ببند دلم را تکان نده
در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن
من در کنار توست اگر چشم وا کنی
خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن
بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود
تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن





